كه صحت انتسابش مسلم است) به نام كتاب سرور1 به ششت بنونيست (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، اهدا شده است. اين كتاب مجموعهٴ حكايتهايي است با نثر مسجع، كه تا حدي به كليلهودمنه شباهت دارد، و در مقام نخستين كتاب در نوع خودش در ادبيات عبري داراي اهميت ويژهاي است. (جز اينكه ممكن است تأليف برخيا قديميتر باشد). در غير اين صورت، اين كتاب براي مورخ فرهنگ عامه بيشتر جالب است تا مورخ علم. ممكن است ابنزبره موٴلف
سخنان پزشكان2 باشد، كه تقليد طنزآلودي از كلمات قصار بقراط است.
دربارهٴ برخيا نقدن، يوسف قمحي، و يهودا بن تبّون ¿ فصل شانزدهم مربوط به مترجمان.
دربارهٴ اسحاق بن آبهماري ¿ فصل بيست و ششم مربوط به حقوق و جامعهشناسي.
دربارهٴ داود قمحي ¿ فصل بيست و هفتم مربوط به زبانشناسي.
د. يهوديان و سامريان شرقي
هبةالله بن ملكا
اوحدالزمان ابوالبركات هبةالله بن علي بن ملكا بَلَدي فيلسوف، پزشك و اخترشناس يهودي كه بهعربي مينوشت و در اواخر عمر، مسلمان شد. پزشك مستنجد عباسي (خليفه از 1160 تا 1170). در بغداد برآمد، در حدود 1174 ـ 1175، در 80 سالگي، بهمرض دأالفيل در همان شهر درگذشت. هنگام مرگ نابينا و كر بود. رسالههاي متعددي در باب موضوعهاي فلسفي و علمي نوشت. مهمترين تأليفش، بههرحال در حد خودش، رسالهاي در باب منطق، طبيعيات و مابعدالطبيعه، به نام المعتبر فيالحكمة بود. در هنگام تأليف آن نابينا بود، و آنرا به شاگردانش تقرير ميكرد. اختصارالتشريح او خلاصهاي از
رسالهٴ تشريح جالينوس است. معالجهٴ رواندرماني جالبي به وسيلهٴ تلقين بدو نسبت داده شده است. او رسالهٴ عجيبي نوشت دربارهٴ اين كه چرا ستارگان در شب ديده ميشوند و نه در هنگام روز، بهنام رساله في سبب ظهور الكواكب ليلاً و خفيها نهاراً. رسالهاي در زيج كواكب كه به زينالدين ابوالبركات نامي منسوب است، ممكن است از آثار او باشد.
دربارهٴ ابواسحاق ابراهيم سامري ¿ فصل بيست و هفتم مربوط به زبانشناسي.
ه. لاتيني
پطروس لومباردي3
متكلم ايتاليايي كه در حدود 1100، در نزديكي نووارا در لومباردي زاده شد. در پاريس تحصيل